الشيخ رسول جعفريان
50
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
برقرارى عقد اخوّت ميان مسلمانان ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، على عليه السّلام را به عنوان « برادر » خود برگزيد . « 1 » زمانى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خطبه مىخواند ، امام على عليه السّلام در فاصلهاى دور تر سخنان آن حضرت را بازگو مىكرد . « 2 » و آنگاه كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خشمگين مىشد ، كسى جز امام جرأت سخن گفتن با وى را نداشت . « 3 » مردم امام على عليه السّلام را واسطهء خود در حل مسائلشان قرار مىدادند . « 4 » سنّيان از عايشه نقل كردهاند كه گفت : از زنان فاطمه عليها السّلام ، و از مردان على عليه السّلام محبوبترين اشخاص نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بودند . « 5 » رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در يكى از درستترين احاديث ؛ يعنى حديث منزلت ، نسبت ايشان را با خود همچون نسبت هارون با موسى دانست . « 6 » هر بار كه مشكلى پيش مىآمد و نياز به آن داشت تا كسى براى اصلاح كارها اعزام شود ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله امام على عليه السّلام را مىفرستاد . « 7 » از امام پرسيدند كه ، چگونه است كه شما بيش از ديگر صحابه حديث نقل مىكنيد ؟ آن حضرت فرمود : « لأنّي كنت إذا سألته أنبأني و إذا سكتت ابتدأنى » « 8 » امام پاسخ داد : براى اين كه زمانى كه من از آن حضرت سؤال مىكردم ، به من علم مىآموخت و زمانى كه من ساكت مىشدم آن حضرت خود آغاز سخن مىكرد . آن حضرت مىفرمود : من به نكتهء مجهولى بر نخوردم جز آن كه دربارهء آن از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله سؤال كردم و پاسخ آن را در خاطرم نگه داشتم . « 9 » و مىفرمود : هر چه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم آن را حفظ كردم و هيچگاه چيزى را فراموش نكردم . « 10 » امام در نامهاى نوشت : « و أنا من رسول الله كالصنو من الصنو و الذراع و العضد » ، « 11 » من و رسول
--> ( 1 ) . صحيح ترمذى ، ج 13 ، ص 170 ؛ المصنف ، ابن ابى شيبه ، ج 12 ، صص 62 ، 82 ؛ المستدرك ، ج 3 ، ص 14 ؛ ربيع الابرار ، ج 1 ، ص 807 ؛ انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 270 ، ج 2 ، ص 145 ( 2 ) . ربيع الابرار ، ج 3 ، ص 732 ( 3 ) . انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 107 ؛ المستدرك ، ج 3 ، ص 130 ( 4 ) . التراتيب الاداريه ، ج 1 ، صص 56 - 58 ( 5 ) . الاستيعاب ، ج 1 ، ص 378 ؛ تاريخ جرجان ، ص 218 ( 6 ) . همانطور كه در متن اشاره شد ، هيچ كس در اين حديث ترديد ندارد . ( 7 ) . طبقات الكبرى ، ج 7 ، ص 435 ؛ التراتيب الاداريه ، ج 1 ، صص 444 - 443 ؛ بحار الانوار ، ج 38 ، صص 75 - 73 ( 8 ) . انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 98 ( 9 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 208 ( 10 ) . انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 121 ( 11 ) . نهج البلاغه ، نامهء 45